جا دارد به نشانهی سپاسگزاری از دُکتر زرلشت "لیان" شاعر زیبا نگر و زیبا پسند ، بابت ارسال تحفه گرانبهای کتاب "صدای سکوت" سپاس گزاری نمایم .
بانو " لیان " را برخلاف اشعار هیجان انگیزش ، در یکی دو جلسه ی که شرف دیدار شان را داشتم ، خیلی آرام ، شرمگین و یک شخصیت منحصر به فرد یافتم .
اما ؛ گاهی در سروده هایش روی چشمان زمردینش پرندی می کشد ، دیده و دانسته غزل را به واژه هایی می آراید که انسان را به وجد می آورد . " هنوز بوی آغوش تو دارد * [...] من " .
شاعر راحت و بدون دغدغه خاطر ، حرفش را می زند .
درون برکه سپارم خودم به نام خدا
رها شوم ز خودم چشم تو کند بغلم
چه گرم و نرم بیفتم درون آغوشت
که نوش باد تو را بوسه های پر عسلم
هدف من نقد سروده های شاعر ، نه عمومی و نه تخصصی و نه در تلاش تفسیر آن هستم ، من از لذت و درون مایه شعر که همان نگارهها خیال انگیز عاطفی ، حسی و پیام است سخن می گویم .
فکر در فکر تو ، خوشایند است
اشک گرمم به رو خوشایند است
تا خمارت به سر زند ، هر چیز
چای ، قلیان ، سبو خوشایند است
...فیشن و عطر ، شیک و شنگولی
مود نو رنگ مو خوشایند است
تا قلم خواست از تو شکوه کند
عشق گفتا ، نگو خوشایند است
باش در خاطرم عزیز ترین
از دل من نرو ، خوشایند است .
درین سروده زبان شعر خیلی سلیس و آنچه در ذهنش شاعر تراویده منعکس شده .
و یا در سروده دیگر :
تو خواهی آمد و دیوانه ات نخواهی یافت
من آن منی که تو گم کردی اش نخواهم بود
تو هر چه دانه بریزی ، بر نمی گردد
کبوتری که ز بامت پرید ، بی بدرود
دلم برای خودم آنکه عشق می ورزید
و مست و شاد و صمیمانه بود ، تنگ شده
خوشم پر بکشم ، شامگه به آغوشت
و پر زنم بپرم صبح زود ، تنگ شده
طبع شعری بانو لیان رود گونه جاری باد ، فصاحت و بلاغت ادبی شان قابل تحسین است .
امید وارم در چاپ بعدی "گزینه سروده ها" اشتباهات املایی و تایپی را تصحیح نمایند .
کریمی استالفی
* بعدن
برچسب:
نویسنده: هیراد فدایی